همیشه شق:بدون سکس

این داستان بر اساس تخیل نیست! واقعیت است. نویسنده این خاطره فردی است که دارای وضعیت مالی بسیار خوب و خانواده ای با تحصیلات عالی. تنها ایراد این فرد این است که در هفته سه روز را به سکس اختصاص داده است (شوخی). سکس تصویری. چت. لاس زدن با خانم های درست و حسابی و خوشگل و بالاخره سکس با خانم هایی که ادعایی برای خودشون دارند. از نظر نویسنده فقط شخصیت، قیافه و اعتماد به نفس زن و گفتار او مهم است و نه اینکه اسیر تخیلات سیندرلایی و یا قید و بند های همسر ( همسری که به طور خلاصه یا گاگول است یا بی شعور در همسر داری و یا بی عرضه در سکس ( شاید هم عدم توانایی یا نداشتن تمایل به خانم خوشگلش که کیر همه را راست نگه می دارد) است.

واما یکی از داستان های من-
قسمت اول: همیشه شق: بدون سکس

توی یکی از چت روم های سابق بودم که محتوای غیر سکسی داشت و صحبت های محترمانه بود و البته کمتر می شد به کسی اعتماد کرد که طرفی که داره باهات چت می کنه واقعا خانم باشه ولی بعد از اینکه چند بار کلاه سرمون رفته بود دیگه تقریبا کلک ها رو متوجه شده بودم.

با کیر شق در دست داشتم با خانمی چت می کردم و از فضا و نظریه های تکامل بشر و نسبیت عام و اوضاع سهام در وال استریت ژورنال گرفته تا داستانهای ایرج میرزا صحبت می کردیم.
خانمی که خودش رو ساقی معرفی کرده بود گفتش که تو آدم با دانشی هستی و البته اوون هم در رشته تخصصی خودش حرفی برای زدن داشت. متوجه شدم که با شوهرش مشکل داره و همین موضوع باعث شده که فعلا نتونه برای دکترا بره آمریکا وقتی از من پرسید که چیکاره هستم و شغلم چیه گفتم که من هم شغلی داریم و برای خودمون دک و پزی و البته یه چند ماهی هم هست که جدای از همسر زندگی می کنم و این حرف ها.
گفتش پس بگو چرا داری چت می کنی و من گفتم که آره من به دنبال فانتزی های (افکارنیمچه کثیف) خودم هستم و اهل دخترای خیابونی و دختر بازی تو خیابون هم نیستم و در شرایطی هم نیستم که دختری با من رفت و آمد کنه.

بعد از چند بار چت کردن جسته گریخته با ساقی خانوم بهش گفتم اگر دوست داره و فکر می کنه که مشکلی نیست می تونیم تلفنی صحبت کنیم که قبول کرد و شماره رو دادم و بعد از چند روز زنگ زد باز هم با هم صحبت کردیم. من که اصولا آدم خوش صحبتی هستم باز هم از هر دری سخنی گفتیم و البته چند تا جک قزوینی هم چاشنی صحبت ها کردم. کم کم با هم رفیق شده بودیم ولی باز هم قیافه هم رو هم ندیده بودیم فقط دو سه تا عکس رد و بدل شده بود.

دو سه روز بعد دوباره بهم تلفن کرد و گفت می تونی آنلاین شی که گفتم من الان مسافرت هستم و نمی تونم آنلاین شم.بهش گفتم دوباره دعوا کردی با همسر گرامی؟ که گفتش آره اوون دیگه شورش رو درآورده که گفتم چی شده و اوون ادامه داد که آره خیلی بی غیرت شده از من می خواد که با دوستش و زن دوستش چهارتایی بریم استخر خونه دوستش. من هم گفتم خوب تو به مدلت نمی آد که ناراحت بشی و استقبال نکنی. گفتش که من الان خودم دوست دارم که با تو حرف بزنم و صحبت کنم ولی اوون داره من رو مجبور می کنه.

یه جورایی از هم خوشمون اوومده بود و با هم در تماس تلفنی بودیم تا اینکه یه روز که من خیلی حشری بودم بهش اس ام اس زدم که تونستی بزنگ. اوون هم زنگ زد و گفت چی شده. گفتم کجا هستی؟ گفت من دارم از محل کار دوستم برمی گردم برم خونه. گفتم من الان ونک هستم این نزدیکا هستی بیا هم رو ببینم. خلاصه دیگه تلفن قطع نشد تا رسید نزدیکی های جایی که من بودم و گفت آقای خوشتیپ من تو ماشین دارم تو رو می بینم ولی اینجا شلوغه و تو نمی تونی بفهمی من تو کدوم ماشین هستم. خلاصه من از خیابون برزیل هی بالا و پایین می رفتم تا این خانوم رو پیدا کنم. بهم گفت واسه چی هم رو باید ببینیم و همینجوری خوبه که رابطه داریم. گفتم ببین دختر تو چند وقته سکس نداشتی؟ گفت بله؟ گفتم خوب همین. من الان دوست دارم تو رو بغل کنم حالا هم اگر دوست نداری سکس کنیم باشه ولی لااقل هم رو ببینیم.

قبول کرد و سوار ماشینش شدم. گفت کجا بریم؟ گفتم بریم یه جای خلوت بتونم قشنگ این سر و صورت خوشگل و این هیکل زیر مانتو رو بیینم. گفت خیلی هیزی ها گفتم عزیز دل برادر اخه من اوون دنیا جواب خدا رو چی بدم اگه بپرسه که یه خانوم خوشگل تو یه ماشین کنارت بود و چند ماه بودش که سکس نداشته و تو هم دنبال یه خانوم بودی پس چرا کاری نکردی باهاش؟؟؟ آخه من چی باید بگم تو خودت بگو. گفت عجب رویی داری پسر. پای خدا رو نکش وسط. گفتم جدی می گم. ببین این چقدر بزرگ شده ( اشاره به کیرم کردم) ولی اوون نیگاه نکرد. گفتم خوشگل من نیگاه کن والا درش میارم ها. گفت عجب پر رویی هستی تو. گفتم برو یه جای خلوت می خوام درش بیارم ببینیش شاید از خر شیطون پیاده شدی و خواستی سوار این بشی. تو همین وضعیت خواست د نده عوض کنه دستم رو گذاشتم رو دستش گفت من خیلی الان بدنم تحریک شده . نذار تصادف کنم. در حالی که دستش رو می مالوندم بهش گفتم تو خودت باید بدونی چیکار می کنی اگر می خوایی با هم سکس کنیم باعث افتخار من هست و خیلی خوشحال می شم که با تو سکس کنم ولی دوست ندارم بعدا غم و غصه و عذاب وجدان بگیری که به شوهرت خیانت کردی ها. اگر که بله رو بدی تا نیم ساعت دیگه می ریم آپارتمان نیمه کاره خودم در فلان جا و همون جا می تونیم با خیال راحت همدیگر رو لخت کنیم.

که گفت نه.

گفتم خوب باشه من به یه بوس هم قانع هستم. وقتی خواستم سرم رو ببرم به سمتش، دستش رو کشیدم به سمت خودم و گذاشتمش رو کیرم. آروم کنار گوشش رو یه بوس الکی کردم و گفتم باور کن که از مال شوهرت و اوونهایی رو که تو وب می بینی بزرگتره و پیاده شدم.

بعد از چند دقیقه به موبایلم زنگ زد و گفت که حشری شده و حالش رو خراب کردم. من هم باز هم حرف های تحریک کننده زدم و گفتم هر وقت خواستی بگو تا از تو وب نشونت بدم دست رو چه چیزی گذاشتی. گفت که حالا ببینم چی میشه.

هنوز تو شوک هستم که دستم رو اوونجا گذاشتی
- چرا توی شوک ؟ آخه تو که با این چیزی غریبه نیستی

- ای بابا. ولی اونچیزی رو که من لمسش کردم به نظرم باید خیلی بزرگ باشه.
- درست حدس زدی- اتفاقا خیلی هم بزرگه.

- تو هم نقطه ضعف زن ها رو بلدی ها
- اتفاقا نقطه قوت حساب می شه برای من که نظر شما رو تونستم جلب کنم. اگر دوست داشتی امشب حتی شده یه دقیقه هم انلاین بشی می بینیش.

- یعنی تو دوست داری تو وب نشونش بدی؟
- من کلا این کار رو دوست دارم ولی خوب به هر کسی نشونش نمی دم خانوم.

- اخه اصلا به قیافه شما نمی خوره که تو این فضاها باشی. به نظر آدم مثبت و سر به زیری هستی.

درسته اینها ولی خوب من از هر کسی که خوشم بیاد و جوانب رو سنجیده باشم ازش درخواست سکس می کنم. حالا از تو هم تقاضای سکس می کنم و دوست دارم و می دونم که تو هم دوست داری که یه شیطونی کنی و حال و هوایی عوض کنی. هر چند هم به نظر من خیلی از مشکلات مربوط به سکس می شه. که حالا نیم خوام وارد بحث بشم. اما من دوست دارم که ….

چی دوست داری؟ بگو
-دوست دارم که تو رو با کون لخت ببینم.
- عجب رویی داری تو.

-تازه نه تنها کون لخت بلکه دوست دارم سوراخ کونت رو همون دقیقه اول ببینم.
- ای وای. تو چطور روت می شه این حرف ها رو بزنی.

- من وظیفه داشتم حسم رو بهت بگم. تا بدونی چقدر جذاب هستی برای من. هم دوست دارم بدن و هیکلت رو ببینم و لمس کنم و هم دوست دارم که اگر برات مشکلی نداره هم از پشت و هم از جلو سکس کنیم.

- خجالت بکش
- ازکدوم قسمتش خجالت بکشم؟ از اینکه می خوام کس و کونت رو لمس کنم یا از اینکه می خوام با چه چیز سفت و کلفت اما خوشمزه تا دسته فرو کنم؟

- خاک بر سرم. تو همین جوری تخته گاز داری می ری.
- حالا که اینجوری شد الان تا برسی خونه تو ایمیلت یه چند تا عکس از اوون رو برات می فرستم.
- معلومه که حالت خیلی بده.

آره والله. الان دوست دارم اوون رو دربیارم تو خیابون تو دستم بگیرم.

خاک بر سرم. من دوباره اگر تونستم بهت می زنگم. خدافظ
دفعه بعد فقط بگو کیر می خوام. خدافظ

از دست تو
خدافظ

ادامه دارد.
قسمت بعدی:
همیشه شق: وب بازی

درباره dokhtarone
.........

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 31 مشترک دیگر بپیوندید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: