اولین سکس با دوست پسرم رضا

من و رضا حدود 3 -4 ماهی بود که باهم دوست شده بودیم !!! از اونجایی که خیلی بهش اعتماد داشتم و دوسش داشتم میذاشتم بیاد خونمون. برای بار پنجم بود که اومد خونمون تا اون موقع فقط همدیگرو بوس کرده بودیم اما حدود ساعت 10 صبح قرار داشتیم اون روز وقتی اومد من خواب موندم و اون یه ربعی تو کوچه منتظر بوده وقتی زنگ زد از خواب پریدم و یادم افتاد رضا جلو درمونه سریع درو براش باز کردم و اومد وقتی منو با اون وضع دید زد زیره خنده آخه موهام بهم ریخته بود و لباس خواب تنم بود!! باهم رو مبل نشستیم و من هنوز مست خواب بودم سرمو گذاشتم رو شونش چند دقیقه ای ساکت بود بعدش گفت : نه مثله اینکه تو خیلی خوابت میاد من میرم بعدا میام…گفتم نه الان خواب از سرم میپره (راستی هیچکی خونه نبود همه سرکار بودن)

بهش گفتم پاشو بریم لب تابه منو درست کن اونم قبول کرد وقتی داشت pc رو درست میکرد من رفتم رو تختم دراز کشیدم بعد که کارش تموم شد اومد کنارم دراز کشید .از اونجایی که خیلی دوسش داشتم شروع کردم با موهاش بازی کردن و سرشو نوازش میکردم یهو بلندم کرد و سرمو روی سینش گذاشت وبعد چند دقیقه شروع به لب گرفتن کرد همونطور که داشتیم لبای همدیگرو میخوردیم از روی لباسم سینه هامو میمالوند و بعدش ازم اجازه گرفت که لباسمو در بیاره نمیدونم چرا بهش اجازه دادم آخه اصلا تو فازه این چیزا نبودم بعدش سوتینمو در آورد سایز سینه های من 70.شروع کرد به مالوندنش اصلا حال خودمو نمی فهمیدم داشت سینه هامو میخورد و نوکشو زبون میزد. نمیخواستم باهاش سکس داشته باشم اما دیگه چاره ای نبود رضا حسابی خمار بود. بعد حدودا 10دقیقه ای وقتی کاملا روش بودم آروم دستش رفت رو کونم و از روی ساق صورتی که پام بود میمالیدش دوباره ازم اجازه گرفت که درش بیاره اما اینبار گفتم نه !! شروع کرد به اصرار که حواسم هست و خودمو کنترل میکنم و هزارتا چیز دیگه بازم خر شدم و ساق و شرتمو از پام در آورد بهد با انگشتش کسم رو مالوند و دردم گرفت و آخی گفتم . از اونجایی که تا حالا سکس نداشتم سوراخه کونم خیلی تنگ بود و با انگشتش سوراخمو آروم آروم یکم گشاد کرد ولی هنوزم نمیشد کیر توش کرد! همونجور که انگشتش تو کونم بود یه دستشم رو سینم بود و داشت ازم لب میگرفت و گفت برگرد منم ناخواسته برگشتم اونم لخت شده بود و به شکلی که کونم لای پاش بود دولا شدم و آروم سر کیرشو داشت میکرد تو کونم که داشتم از درد میمردم و ازش خواهش کردم که بیخیال بشه گفت فقط اولشه یکم تحمل کن بالاخره با هزار بدبختی کیرشو کرد تو کونم و آروم آروم تلمبه میزد و سوراخ کونم گشاد شد بهم یکم حال داد اما داشتم میمردم دوباره بهش گفتم بسه گفت یکم دیگه .2 دقیقه بعد آبش اومد اما نریخت روم و سریع دستمال برداشت و دیگه نذاشتم ادامه بده …..
این اولین سکس ما بود و از اون به بعد هم من بهش وابسته شدم هم اون به من!!! هر ماه یکی دوبار باهم سکس داشتیم و حدودا یک سال و نیم باهم بودیم تا اینکه چند وقت پیش حدودا 2 هفته پیش بهم زدیم !!! از اون موقع تاحالا خیلی افسرده تر شدم و به جز رضاهم دیگه هیچکسو نمیخوام !!! سکسمم فقط بخاطر علاقم بهش بود!!!!

نوشته: سارا

درباره dokhtarone
.........

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 31 مشترک دیگر بپیوندید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: